بختیاری ها بازماندگان راستین خاندان هخامنشیان هستند;
کوروش بزرگ در منشور خود مینویسد: "من کوروش شاه آنشان، شاه چهارگوشه جهان ...". 
وی در این متن ابتدا به آنشان اشاره میکند که پایتختی بسیار شناخته شده در دنیای باستان بود. آنشان نام شهر بختیاری ایذه کنونی در خوزستان که معبدهای مرکزی میتراپرستان در آن قرار داشت. پارسوماش مرکز آتشکده های کهن هخامنشیان (آتشکده سرمسجد و آتشکده بردنشانده) بود که توسط رضاشاه به پیشنهاد محمدعلی فروغی (به دلیل فعالیت فراماسونری اش) به نام 'مسجدسلیمان' تغییر یافت!
زادگاه چیت پیش دوم پارسوماش بود. پس از مرگ چیش پیش حکومت او میان دو پسرش آریامنه (پادشاه پارس، استان فارس کنونی) و کوروش اول (نیای کوروش، پادشاه آنشان و پارسوماش) تقسیم گشت. کمبوجیه پدر کوروش بزرگ نیز فرمانروای آنشان (ایذه) و پارسوماش (مسجدسلیمان) بود. 
هرودوت تاریخدان مشهور یونانی در کتاب 'تاریخ هخامنشیان' این گونه می نویسد: هخامنش (نیای کوروش بزرگ) ریاست ایلی کوچرو از قوم پارس آریایی را بر عهده داشت که در کوه های زاگرس میانی (بختیاری نشین) زندگی می کردند. در واقع هخامنش زاده ی کوههای زاگرس است. هخامنشیان ایلی شامل هفت طایفه کوچ نشین از قوم پارس بودند که سر سلسله آنها هخامنش بوده است.
ناگفته نماند که پایه ی ساختار ایلی بختیاری ها از هفت طایفه به نام هفت لنگ بوده که بعدها چهار طایفه از سمت شمالی تر زاگرس به آنها پیوسته و چهارلنگ نامیده شدند، و همچنان این ساختار ایلی در بختیاری ها به صورت سازماندهی شده وجود دارد.
زادگاه کوروش; اولین اقامتگاه دائمی قوم پارس، زادگاه اصلی ﮐﻮﺭﻭﺵ بزرگ، پدرش کمبوجیه یکم و نیاکانش هخامنش و چیش پیش در قلعه بردی پارسوماش بوده است، که در بخش اندیکای شهرستان مسجد سلیمان قرار دارد. "قلعه بردی" یعنی قلعه ای از سنگ، اثری متعلق به دوره هخامنشیان است که در سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۷ میلادی توسط پروفسور رومن گریشمن باستان شناس فرانسوی مورد کاوش قرار گرفت. او با بررسی این بنا آن را متعلق به دوران پارسیان قلمداد کرد و بر اساس تحقیقات باستان شناسی اش مدعی شد که این قلعه زادگاه کوروش بزرگ است.
براساس یافته های باستان شناسی در خطه ی زاگرس و نگاره های تخت جمشید (کاخ پارسه)، لباسی که هخامنشیان بر تن میکردند شباهت زیادی به لباس مردان بختیاری شامل کلاه، شلوار و تن پوش 'چوقا' دارد. نام چوقا (چوغا) برگرفته از “چغازنبیل” معبد هخامنشیان می باشد.
شیرسنگی (بردشیر) که همچنان بختیاری ها بر سر مزار بزرگان طایفه و دلاوران خود قرار میدهند، نمودی از سرستون های تخت جمشید و سایر بناهای هخامنشیان می باشد.
ناگفته نماند که بسیاری از یافته های باستانی هخامنشیان در مناطق بختیاری نشین بدست آمده است.
چشمه کر در بختیاری یادآور نام کوروش بزرگ است.
چشمه دیمه در کوهرنگ بختیاری جایی ست که رستم در هر بهار به آنجا می آمد.
فردوسی بزرگ از رستم چنین یاد میکند: بهاران همیشه به دیمه بدی.
چلگرد در کوهرنگ همان جایی ست که رستم چهل گرد (پهلوان) را آموزش میداد.
کاوه آهنگر از همین قوم بر علیه ضحاک قیام کرد. مشهد کاوه در فریدن بختیاری معروف است.
فریدون فرخ در کوه فریدون که در منطقه بختیاری فریدن قرار دارد دور از چشم ضحاک پرورش یافت.
شهر فریدونشهر بختیاری به نام این پادشاه کیانی نامگذاری شده است.
هخامنشیان و ساسانیان به زبانی صحبت میکردند که بختیاری ها همچنان آنرا صحبت میکنند. نزدیکی واژگان بکار رفته در شاهنامه فردوسی (خزانه جاودان واژگان پارسی) به گویش پارسی بختیاری بسیار بیشتر از فارسی رایج امروز (شدیدا" آمیخته به زبان عربی) است.
اگر تلاش های آن مرد سخن، جاودان خداوندگار زبان پارسی، "فردوسی بزرگ" نبود، اکنون بختیاری ها تنها مردمان در پهنه گیتی بودند که به پارسی گویش میکردند، بختیاری ها همچنان به گویش پارسی میانه که آخرین یادگار زبان پارسی رسمی رایج در زمان سلسله ساسانیان بود تکلم می کنند.
کوروش بزرگ در کتیبه اش میگوید; هـِدُم کورش پادشاه هخامنشی: هستم کورش پادشاه هخامنشی. زورا نیکـُنـُم: ستم نمی کنم. اینها از واژگانی هستند که در گویش پارسی بختیاری هنوز بکار میروند.
ناگفته نماند که در زمان فقدان یک قدرت ایرانی در طول حضور سلوکیان (پسمانده های اسکندر مقدونی) در ایران زمین، این مردمان جنگاور حکومت خودمختار محلی 'ایلمایید' در کوههای زاگرس را بنا نهادند و این حکومت خودمختار حتی در زمان حکومت پارتیان (اشکانیان; شاخه شرقی آریایی های فلات ایران) به خودمختاری تا زمان برخاستن اردشیر پاپکان (بنیانگذار آفتاب دوباره پارسیان; سلسله "ساسانیان") از ایالت پارس (استان فارس کنونی) ادامه دادند.
این حالت قرنطینه شدن در زاگرس در زمان هجوم بیگانگان در طول سده ها بویژه بعد از حمله اسکندر مقدونی و اعراب مسلمان همواره یک برتری داشت و آن حفظ آثار فرهنگی و زبانی، و از همه مهمتر حفظ ژنتیک ناب پارسی از آماج یورش های متجاوزان بود، بویژه در همان قرن هایی که پاره پاره های دیگر ایران زمین در همه زمینه ها زیر آماج تجاوز بی حد و حصر اعراب یکی پس از دیگری نابود شده و به تاریخ می پیوست.
سیاست نابخردانه رضا شاه در سرکوب بختیاری ها سبب کمرشکن ترین آسیب گردید. که البته خود وی نیز در این طرح سرکوب بازیچه دست مهره های سفارت انگلیس در دربار پادشاهی پوشالی اش بود، و در نهایت با نبود ساختار نظامی ایلیاتی بختیاری ها و آذری ها که همیشه در طول تاریخ (از حماسه آریوبرزن تا به امروز) پشتیبانان حکومت های مرکزی ایرانی بودند، وی علیرغم اندک خدمات شایسته اش برای ایران،با خواری و خفت از ایران بیرون انداخته شد. اشتباهی که نادرشاه هرگز انجام نداد و با همراهی و پشتیبانی بختیاری ها تا هندوستان تاخت و یادگار این اتحاد، طایفه بختیاری ای است که در پاکستان امروزی ساکن اند و جزء معتبرترین و سرشناس ترین خانواده های پاکستان هستند.
باشد که خرد چراغ راه تان در فراز و نشیب زندگی باشد.
(بازنشر کنید گر مهر ایران زمین در دل دارید)