بررسي مباني، مفاهيم و معاني سرباز و سربازي در جامعه اسلامي
بررسي مباني، مفاهيم و معاني سرباز و سربازي در جامعه اسلامي
علي محرابي[1]
استان ک. ب، شهرستان گچساران، ليشتر، روستاي مظفرآباد
amehrabi1984@ yahoo.com
چكيده
سرباز يعني سر سپردن در مسير دلدادگي براي رسيدن به اوج بندگي. سرباز در لغت به معناي باختن سر، جانفشاني کردن، تا پاي جان در رزم ايستادن و جان باختن است و در اصطلاح امروزي خدمت دائمي يا موقت در نيروهاي مسلح کشورها سربازي ناميده مي شود.در کشور ما خدمت سربازي امري مقدس محسوب مي شود و حضرت امام (ره) درباره آن ميفرمايند: «خدمت سربازي از عبادات اسلامي است» و مقام معظم رهبري مي فرمايند «خدمت سربازي واقعاً خدمت مقدسي است که در جنگ و صلح در صف اول نيازهاي ملت و کشور قرار دارد.» خدمت سربازي همگاني و اجباري براي اولين بار پس از انقلاب فرانسه به اجرا در آمد و در کشور ما قانون سربازي مصوب زمان رضا شاه است. که يکي از ارمغانهاي نظم اجتماعي مدرن براي جوانان جامعه بوده است. در اين پژوهش سعي بر آن است تا به بررسي مباني، مفاهيم و اصول و فلسفه خدمت سربازي که در جامعه اسلامي مفهوم و معنايي متفاوت دارد پرداخته شود و سرباز که طبقهاي مؤثر و مهم از هر جامعه است و در کشور ما از ديدگاه صاحبنظران مغفول مانده است بررسي شود و معرفي گردد.
واژگان کليدي: سرباز، سربازي، خدمت مقدس.
1- مقدمه
بر كسي پوشيده نيست كه خدمت سربازي در اين نظام مقدس، وظيفه اي است بس خطير كه بر دوش توانمند ما نهاده شده و بر ما واجب است ضمن رعايت شئونات اسلامي و خودداري از به كار بردن الفاظ ركيك در اين باب، تن به صبر داده، خار مغيلان را به اميد كعبه مقصود در جاهايي خاص از وجود مباركمان چند صباحي تحمل نماييم. بررسي و ارايه راهكارهاي مناسب در خصوص خدمت سربازي نيازمند داشتن معرفت و آگاهي لازم در حوزه فلسفه مفهوم و مباني خدمت سربازي است. در اين تحقيق تاريخچه خدمت سربازي، فلسفه سربازي و خدمت سربازي، منزلت اجتماعي سرباز در تاريخ اسلام، سخنان بزرگان در خصوص سرباز و لزوم درك شان و مقام سرباز در شرايط جنگ نرم مورد بررسي قرار گرفته است.
2- تاريخچه سربازي در ايران
اعزام به خدمت سربازي افراد ذكور در ايران بر اساس قانون نظام وظيفه عمومي مصوب مجلس شوراي ملي از 16 خرداد سال 1304 اجباري شد. اين قانون از زمان تصويب تاكنون فراز و نشيبهاي گوناگوني را پشت سر گذاشته است، اما به گواه تاريخ مردان زيادي در ايران زمين با خدمت در نيروهاي مسلح، جانشان را براي دفاع از كشور تقديم كردند.
تفكر سربازگيري به حدود 400 سال پيش از ميلاد مسيح برميگردد، البته به خاطر موقعيت سياسي و اجتماعي آن زمان جذب افراد براي خدمت به كشور به شكل قانونمند به مرحله عمل در نيامد و محدود به همان اصول ابتدايي يعني استخدام افراد مزدور و داوطلب شد.
سربازگيري در ايران كه در طول تاريخ نامهاي مختلفي نظير محافظ، گارد جاويدان، ياران فناناپذير، قزلباش، قوايمحلي، تفنگچيلر، قوللر، نسقچيلر، سپاهيانايلات، قواي ولايتي و ... داشته تاريخچهاي طولاني دارد كه ذكر تمام آن از حوصله اين گزارش خارج است. اما طبق گزارش سايت پليس، سربازگيري برمبناي «بنيچه» كه چندان قدمتي هم ندارد، ضروري بود.
لغت بنيچه از كلمه «بن» به معني اصل و ريشه مشتق شده اما بهتر آن است كه آن را ماخوذ از كلمه «بنه» به معني جفـت بدانيـم كه واحد تفسيم ماليات در روستاست، چرا كه بنه يا جفت كه اصطلاحي كشاورزيست به مقدار زميني اطلاق ميشود كه با يك جفت گاو ميتواند آن را شخم بزند و چون تقسيمبندي در روستا بر مبناي جفت گاو و زمين بود، ميزان اين نوع ماليات را نيز بر آن استوار ميكردند و براي اينكه مبناي سربازگيري قاعده ثابت و مشخصي داشته باشد از اين رويه استفاده شد و به اين ترتيب مقـرر شـد هـر دو بـه تناسب و تعداد بنه و جفت داير خود كه بر همان اساس ماليات ميپرداخت تعدادي هم سرباز بدهد و در اين مورد تعيين شد كه از هر 10 نفر اهل روستا يك تن به خدمت سربازي برود. علت هم اين بود كه در آن هنگام جمعيت ايران در حدود 10 ميليون نفر بـود كــه از اين عده پنج ميليون را زن و از پنج ميليون نفر باقيمانده نيز حدود سه ميليون نفر را كودكان و اعيان و اشراف و طبقه علمــا و روحانيــون تشكيل ميدادند.
در آن زمان حدود يك ميليون مرد شرايط خدمت سربازي را داشتند و چون احتياج كشور در حدود 100هزار نفر بود مقرر شد كه ازهر 10 هزار نفر مرد واجد شرايط خدمت فقط يك نفر كه جوانتر، علاقمندتر بود به نام سربــاز انتــخاب و به خدمت سربازي اعزام شود.
همچنين در قوانين آن زمان مقرر شده بود كه سرباز خود داراي ملك و حشم باشد و در غير اين صورت آن 9 نفري كه به سربازي نميرفتند بايد مـبلغ 100 تومان بطور سرشكن جمعآوري كرده و براي خريد ملك، باغ، حشم، ايجاد علاقه و انگيزه به سرباز تعيين شده ميدادند كه البته ملك و دارايي خريداري شده تا خاتمه خدمت در رهن دولت باقي ميماند تا با آن از فرار سرباز جلوگيري شود و همچنين در صورت واردشدن زيان به اسلحه و ديگر اموال دولتي وثيقهاي در دست دولت باقي باشد تا آن خسارت را جبران كند!
در اين دوره خدمت سربازي با پول قابل معاوضه نبود و اگر سربازي حاضر و مايل به خدمت نبود ميتوانست شخص ديگري را با پرداخت مبلغي برگـزيـند و ايـن مبلغ بستگي به رضايت دو طرف و طمع شخصي داشت كه به خدمت ميرفت.
شکل 1- يك سرباز ايراني در كنار فرماندهاش /دهه 30
2-1- اجباريشدن سربازي در ايران
در نخستين سازمان ارتش ايران و اولين سال آغاز قرن چهاردهم هجري شمسي، شعبهاي به نام «جديــدگــيري» يــا «سربـازگيري» تاسيس شد كه يكسال بعد مقررات موقتي هم بر اساس ضوابط قبلي براي سربازگيري وضع و به تصويب مجلس شـوراي ملـي رسيد تا قانون كاملتري موافق مقتضيات اوضاع و احوال زمان تهيه شود. چهارسال بعد، يعني در 16 خرداد سال 1304 خورشيدي در پي تشكيل اداره كل «احصائيه و سجل احوال»، قانون نظام وظيفه عمومي و احضار به خدمت زيرپرچم به پيشنهاد وزير جنگ وقت به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد كه بر اساس آن همه مردان 21 ساله بايد به اجبار به خدمت سربازي اعزام ميشدند. علاوه بر آن قانوني هم براي تعيين جمعيت حقيقي كشور و ثبت احوال آنان وضع و قانـــون خدمت اجباري سربازي نيـــز از تصويب مجلس گذشت و شعبه «سربازگيري» سابق از 28 بـهمن همان سال به «دايره نـظام اجباري» تبـديل شد.
دايره نظام اجباري در ســال 1305 به «اداره نظام اجباري» ارتقاء يافت؛ اما اين اداره نيز به تبعيت اوضاع كشور در آن زمان ثبات چنداني نيافت و در15 خرداد سال 1307 به «اداره نظام وظيفه عمومي» تغيير نام داد.
قانون نظام وظيفه عمومي در سال 1317 جايگزين قانون مصوب سال 1304 شد كه البته پس از آن نيز تغييراتي در سازمان اداره و افزايش نواحي و حوزههاي آن روي داد. به نحوي كه در سال 1313 تعداد نواحي و حوزههاي مستقل آن مطابق سازمان لشگرهاي 17 گانه به 17 منطقه سربازگيري افزايش يافتند.
مناطق و نواحي نظام وظيفه تا سال 1314 از نظر تشكيلات و امور فني تابع اداره مركزي نظام وظيفه عمومي بودند. اما از آن سال به بعد از نظر كادر سازمان جزء پادگانها و از لحاظ كارهاي فني تابع اداره مركزي باقي ماندند.
به گزارش ايسنا، در سال 1335 امور سربازگيري از ارتش منفك و به وزارت كشور واگذار شد اما اجراي اين قانون به علت عدمآمادگي وزارت كشور تا مهرماه سال 1341 به تعويق افتاد و سرانجام از 29 اسفند سال 1343 امور نظام وظيفه به ژاندارمري كل كشور محول شد و در تاريخ 30 دي 1344 نيز لايحه قانوني انتقال افسران و درجهداران و اموال نظاموظيفه به ژاندارمري كشور به تصويب دو مجلس شورا و سنا رسيد كه از اين تاريخ به بعد اداره كل مركزي به نام «اداره وظيفه عمومي» خوانده شد.
اين قانون تا پيروزي انقلاب اسلامي با تغييرات چنداني روبرو نشد؛ اما پس از آن مطابق با تغييرات سازماني، تشكيلاتي و متناسب با اوضاع و احوال، تغييراتي نيز در قوانين و مقررات سربازي به وقوع پيوست كه با برخورداري از تجربيات گذشته و ملاحظه شرايط به سر بردن كشور در ايام جنگ تحميلي با عراق، قانون خدمت سربازي مشتمل بر 67 ماده و 57 تبصره در جلسه روز يكشنبه 29 مهرماه 1363 در مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ هشتم آبان سال 1363 به تاييد شوراي نگهبان رسيد.
سرانجام پس از حدود 27 سال قانون اصلاح موادي از قانون خدمت وظيفه عمومي با هدف توانمندسازي، رشد و تعالي، بالندگي و ارتقاي منزلت اجتماعي، خوشايندسازي و بهبود وضعيت خدمت سربازان در 22 آبان سال 90 به تصويب مجلس هشتم رسيد و پس از تاييد شوراي نگهبان در دوم آبان، 20 روزبعد از سوي رييس جمهور ابلاغ شد.
در حال حاضر خدمت وظيفه عمومي در ايران 30 سال شامل چهار دوره، ضرورت، احتياط و ذخيره اول و دوم است كه در زمان صلح تنها هر فرد ذكور ايراني بايد دوره دو ساله ضرورت را كه به تشخيص شواري عالي دفاع در صورت وجود مشمول مازاد ميتوان مدت آن را تا 18 ماه تقليل داد، سپري كند.
شکل 2- يك سرباز درحال ديدهباني
3- ضرورت خدمت مقدس سربازي
هر کشوري براي دفاع از تماميت ارضي و دفاع از استقلال و مرزهاي خويش، نياز به نيروي مقتدر دفاعي دارد. بر اساس آنچه که در تاريخ و رويدادهاي نظامي و سياسي کشورها به وقوع پيوسته، اين نکته را نمي توان انکار کرد که ميان استقلال سياسي و اقتصادي يک کشور با بنيه نظامي و دفاعي آن، رابطه مستقيمي وجود دارد. تاريخ، نشان داده است که هر اندازه، نيروهاي دفاعي کشوري در زمينه هاي مختلفِ تجهيزاتي و نيروي انساني کارآمد و متخصّص، آماده تر بوده اند، فکر تجاوز به مرزهاي آن کشور و اختلال در استقلال و امنيت آن از جانب قواي بيگانه نيز کمتر بوده است. البته موفقيت نيروهاي نظامي و آمادگي و کارآمدي نيروهاي مسلّح نيز به عواملي بستگي دارد که از جمله آنها مي توان به هماهنگي و همدلي ميان مردم و دولت و بالا بودن ظرفيت روحي و انگيزه و رغبت نيروهاي نظامي در خدمات لشکري، مرزباني و دفاع، اشاره کرد.
نيروهاي مسلّح در هر کشوري، از دو بخش وظيفه» و سازماني» تشکيل مي شود؛ امّا بخش عمده نيروهاي مسلّح را سربازان و نيروهاي وظيفه تشکيل مي دهند. حضور پسران جوان کشور در بهترين دوران عمر خود، به مدّت دو سال در نيروهاي مسلّح، از اهميت خاصّي برخوردار است و بايد بيش از گذشته به آن اهميت داد. توجّه به موارد روان شناختي و ويژگي هاي دوران سربازي، از جمله نکاتي است که بايد مورد ارزيابي و بررسي برنامه ريزان و فرمانده هاي ارشد قرار گيرد، تا يک جوان، با انگيزه و رغبت بيشتري، وارد خدمت سربازي شود و هرگز آن را يک اجبار و تحميل و مانع ترقّي و پيشرفت خود، تلقّي نکند.
وقتي يک جوان، وارد خدمت سربازي مي شود، صفات و خصلت هايي ويژه خود دارد؛ امّا پس از اتمام اين دوره، بسياري از آن صفات، دچار تحوّل و دگرگوني مي شوند. طبيعي است که يک جوان، متناسب با ويژگيهاي محيط خدمت خود، نگرش و شناخت و تفکّرات متفاوتي نسبت به دوران پيش از سربازي پيدا مي کند. با توجّه به جنبه هاي مختلف دوران خدمت، اين نگرش ها و تفکّرات (اعم از مثبت و منفي)، در ابعاد روحي، تربيتي و اجتماعي يک جوان، خواه ناخواه، تأثير خواهند گذاشت. [1]
4- فلسفه سربازي و خدمت سربازي
پرداختن به چرايي و ضرورت نظام وظيفه عمومي در کشور ما، نيازمند مراجعه به ديدگاه هاي قانونگذاران و بررسي نظرات موافقين و مخالفين آن مي باشد؛ اما آنچه که در اينجا به اختصار مي توان بيان داشت اين است که اگر بخواهيم از ديدگاهي کلان به اين مسأله نگاه کنيم از جهات متعدد داراي پشتوانه منطقي مي باشد:
1- اصولا مسأله تأمين امنيت براي هر کشور و جامعه اي از اهميت بسيار ويژه اي برخوردار است و اين مهم خصوصا با در نظر گرفتن مسائلي نظير احتمال تهاجم نظامي بيگانگان، شورش هاي فراگير مخالفين و...، جز با مشارکت و آمادگي عمومي تمامي اعضاي جامعه ميسر نمي باشد؛ مسلما کشوري از قدرت دفاعي بالا و آمادگي کامل در مقابل خطرات احتمالي براي حفظ کيان، هستي و ناموس خود برخوردار است که هميشه در پادگان ها و مراکز نظامي و انتظامي، نيروهاي آماده دفاع حضور فعال و جدي داشته باشند. از اين رو خدمت اجباري براي جوانان يک کشور علاوه بر اين که مي تواند در تهيه نيروي نظامي مورد نياز يک کشور براي تأمين امنيت آن و جلوگيري از خطرات احتمالي و بالاخره کاستن از بودجه هاي بالاي نظامي يک کشور مؤثر باشد، سبب مي شود تا بعد از پايان خدمت سربازي نيز کشور از افرادي آموزش ديده و آشنا به اصول و روش هاي دفاعي و نظامي در مواقع نياز برخوردار باشد. اهميت اين موضوع با در نظر گرفتن موقعيت حساس جغرافيايي و ژئوپلوتيکي کشور ما که در طول تاريخ همواره مورد هجوم نيروهاي خارجي بود، به خوبي مشخص مي شود.
2- از سوي ديگر از منظر آموزه هاي ديني، همه مسلمانان موظف به کسب آمادگي دفاعي در مقابل هجوم احتمالي دشمنان هستند، چنانکه قرآن کريم مي فرمايد:«واعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عبدوالله وعدوکم» و مسلما يکي از آثار مثبت سربازي کسب آمادگي هاي نظامي و دفاعي براي اکثريت افراد کشور اسلامي ماست و در بازدارندگي از خطرات احتمالي از جانب دشمنان نقش مهمي ايفا مي نمايد. از اين رو خدمت سربازي امري مقدس محسوب مي شود و حضرت امام درباره آن مي فرمايد:«خدمت سربازي از عبادات اسلام است» و مقام معظم رهبري نيز مي فرمايند:«خدمت وظيفه عمومي واقعا خدمت مقدسي است که در جنگ و صلح در صف اول نيازهاي ملت و کشور قرار دارد».
3- خدمت سربازي علاوه بر مسأله آمادگي دفاعي و ورزيدگي جسماني جوانان، از نظر اجتماعي و فردي نيز مي تواند آثار بسيار مثبتي براي جوانان داشته باشد، روحيه نظم، انضباط و اطاعت از قانون را به آنان آموخته و از عوامل مهم جامعه پذيري اعضاي جامعه محسوب مي گردد و در ميزان آگاهي هاي سياسي - اجتماعي و تقويت بينش سياسي جوانان، مؤثر مي باشد.
4- اين چنين نيست که خدمت سربازي مخصوص کشور ما باشد بلکه در بسياري از کشورهاي جهان وجود دارد. مثلا در کشور سوئيس تمامي اهالي موظف به خدمت سربازي هستند؛ بدين معنا که پس از گذرانيدن دوره آموزشي مقدماتي در سن 21 سالگي تا پنجاه سالگي اين دوره ها تجديد مي گردد. بدين ترتيب، همگي افراد کشور تا سن مذکور سرباز محسوب مي شوند و در صورت فراخواني به خدمت نيروهاي مسلح در مي آيند. (سيد محمد هاشمي، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، نشر دادگستر، 1380، ج 2، ص 347(
5- شايد با نگاهي سطحي اين چنين تصور کرد که خدمت سربازي باعث هدر رفتن دو سال از شيرين ترين دوران جواني مي شود ولي اگر با نگاهي عميق و واقع بينانه خصوصا با توجه به نکات مثبتي که اين دوران براي جوانان و جامعه دارد به اين مسأله بنگريم به اهميت و ضرورت آن پي مي بريم. البته ما منکر اين موضوع نيستيم که ممکن است برخي از روش ها و برنامه هاي موجود پيرامون سربازي داراي اشکالات و نواقصي باشد و بتوان با برنامه ريزي دقيق تر از جوانان به تناسب تخصص هايشان بهره جست، کما اين که اقداماتي نيز انجام شده و يا در حال انجام است.
5- مزايا و معايب خدمت سربازي
از آن جا که جنبه هاي مثبت دوران سربازي، سبب افزايش بهره وري و کارايي سربازان مي شود و جنبه هاي منفي آن، بهره وري آنها را دچار اختلال مي کند و از طرفي، تأثيرات مخرّبي در رفتار و ديدگاه سرباز، نسبت به نيروهاي مسلّح مي گذارد، توجّه و تأکيد بر جنبه هاي مثبت و شناخت و رفع جنبه هاي منفي، اهميت ويژه اي پيدا مي کند که در اين مقاله، به بررسي اين ويژگي هاي مثبت و منفي دوران سربازي و تأثير آنها بر بهره وري در زندگي مي پردازيم.
5-1- مزايا
الف. اثرات سازنده فردي
1- تجربه زندگي مستقل و دور از خانواده
گفته مي شود که مدرسه، اوّلين محيط زندگي اجتماعي کودک است و اين محيط، آثار و ويژگي هاي خاصّ خودش را دارد. تفاوت برجسته اين محيط با محيط اجتماعي بعدي (يعني دوره سربازي)، آن است که در دوران سربازي، ارتباط آزادانه و وابستگي روزمرّه جوان با خانواده اش گسسته مي شود و در واقع، براي اوّلين بار، زندگي مستقل را تجربه مي کند. پس دوران سربازي، غالباً اوّلين تجربه زندگي مستقلّ يک جوان است که دنيايي جديد را فراروي او قرار مي دهد.
به عنوان مثال، تا قبل از اين ايام، نيازمندي هاي او از غذا و لباس، از سوي پدر و مادر تأمين مي شد و از نزديک، مورد نظارت و حمايت عاطفي والدين قرار داشت؛ امّا دوره سربازي، شرايط زندگي اش را متحوّل مي کند و اين تحوّل، اوّلين درس زندگي براي يک جوان است که سبب مي شود ميزان وابستگي اش به محيط خانواده، به تدريج، کمتر شود و براي زندگي مستقل، کاملاً آمادگي پيدا کند.
2- مقابله با سختي ها و افزايش قدرت تحمّل
سرباز، از لحظات اوّليه طلوع صبح، بر خلاف ميل باطني اش بيدار مي شود و در حين انجام دادن وظايف روزانه اش، هرگز به دلخواه خود نمي تواند کاري انجام دهد. محدوديت هاي زندگي سخت و در مواردي طاقت فرساي دوران آموزش نظامي، روحيه آسيب پذير يک جوان را پخته و آبديده مي کند و اراده او را در مقابله با سختي هاي زندگي، استحکام مي بخشد. در واقع، دوره سربازي، براي يک پسر جوان، دوره ممارست و تمرين براي تحمّل مشکلات زندگي و آماده شدن براي اداره يک خانواده در اينده به شمار مي رود.
3- تمرين زندگي با کمترين امکانات (قناعت)
در زندگي سربازي، معمولاً حقّ انتخاب، از سرباز سلب مي شود. سرباز، در اين دوره، چه از نظر آرايش و لباس و پوشش و چه از جنبه تغذيه و تفريح و چه از جهت دسترسي به امکانات رفاهي و ارتباطي، تابع شرايط و امکانات خاصّ زماني و مکاني است. از ميان امکانات مختلفي که در زندگي آدمي وجود دارد، يک جوان، در دوره سربازي، مجبور مي شود که خود را با امکانات محدود اين دوره، تطبيق دهد.
در واقع، قناعت در زندگي، چيزي جز اين قاعده نيست که آدمي در برابر امکانات متنوّع و رنگارنگ زندگي، به کمترينِ آن رضايت دهد و از افراط و تفريط بپرهيزد و از اسراف و مصرف بيهوده بپرهيزد و از آنچه دارد، به خوبي استفاده و نگهداري کند. خدمت سربازي، بهترين مَحَک و معيار قناعت و بهره وري و آشنايي با زندگي در شرايط سخت است.
4- نظم پذير شدن
بيداري صبحگاهي يک سرباز، در ساعت معيني انجام مي گيرد و از همان لحظه، تمام اوقات روزانه اش طبق برنامه پيش بيني شده، انجام مي شود. اين برنامه، موسوم به برنامه سين» است که بويژه در دوره آموزش مقدّماتي، تمام دقايق زندگي روزانه يک سرباز را در برمي گيرد.
بعد از اتمام دوره آموزشي نيز همه امور و وظايف روزانه اش تحت برنامه خاصي است. زمان بيداري، مراسم صبحگاه، خدمت روزانه، نهار، شام، ساعت خواب و حتّي زمان هاي مرخّصي، همه بر اساس نظم و زمان مشخّصي است.
اين نوع زندگي منظّم و دقيق ـ که پيروي از آن، از سليقه و اختيار سرباز خارج است ـ، به گونه اي نامحسوس و ناخودآگاه، او را با نظم و انضباط، مأنوس مي کند و ضمن آن که روحيه او را در پذيرش نظم، انعطاف پذير مي سازد، انگيزه و علاقه اش را نيز به نظم، متمايل مي کند و برمي انگيزد.
5- تمرين قانون گرايي
هر زندگي اجتماعي اي، تابع نظم و مقرّرات خاصي است. برخي از مقرّرات اجتماعي، پشتوانه قانوني» و به عبارتي، ضمانت اجرايي» دارند و در زندگي اجتماعي، خودداري از انجام دادن برخي کارها و يا ارتکاب اعمالي که به موجب قانون، جرم شناخته شده اند، مستوجب مجازات خواهد بود. وظايف روزانه يک سرباز در محيط خدمت سربازي نيز ـ که مي توان آن را به يک اجتماع کوچک تر تشبيه کردـ، از ضمانت اجرايي برخوردار است و او ، چنانچه از وظايفي که بر عهده او گذاشته شده، سرپيچي کند و يا در عدم اجراي آنها قصد سهل انگاري و فرار از زير بار مسئوليت داشته باشد، متناسب با تخلّف خود، تنبيه خواهد شد. با اين شيوه زندگي، مي توان ادّعا نمود که دوره سربازي، يک جوان را با قاعده قانون محوري زندگي اجتماعي و احترام به قوانين اجتماعي، هر چه بيشتر آشنا مي سازد.
6- افزايش حسّ مسئوليت پذيري
همان طور که گفته شد، يک سرباز، قادر نيست به دلخواه خود، زندگي کند و بايد همان کاري را انجام دهد که به عنوان وظايف روزانه اش به وي تفهيم و از وي خواسته شده است. افراد هر جامعه اي که بر قاعده دو ويژگي قانون» و نظم» اداره شود، خود به خود، متعهّد به پذيرش و اجراي اين نظم و قانون مي شوند. اين تعهّد، همان حسّ مسئوليت پذيري اي است که همه جوانان و بويژه پسرها، در زندگي اينده خود، شديداً به آن، نيازمندند.
معمولاً فرماندهان به سربازان، رهنمودهايي مي دهند که در پرورش و رشد و تقويت احساس مسئوليت سرباز، تأثير به سزايي دارند.
7- چند اثر ديگر
علاوه بر مواردي که اشاره گرديد، از جمله آثار سازنده و مثبت سربازي در جنبه هاي فردي، مي توانيم به نکات زير هم اشاره کنيم:
ـ بيدار نمودن روحيه حميت و جوان مردي؛
ـ توجّه به سلامت جسم و حفظ کارايي بدن؛
ـ تقويت خوداتّکايي و شجاعت؛
ـ آگاهي از استعدادها و توانايي هاي شخصي (روحي و جسمي).
ب. اثرات سازنده اجتماعي
1- افزايش حسّ تعلّق سرزميني
هر فردي در هر جامعه و جزو هر ملّتي که باشد، نسبت به ميهن و سرزمينش، علاقه و تعصّب ناگسستني اي دارد. اين علاقه، از همان دوران کودکي و نوجواني، در انسان به وجود مي ايد. پيامبر گرامي اسلام(ص)، علاقه و محبّت به وطن و کشور را از نشانه هاي ايمان مي داند.1 اصولاً عشق به خاک و سرزمين، يک حسّ مشترک در ميان همه افراد يک کشور است. اين علاقه مشترک و همگاني، از شگفتي هاي آدمي به شمار مي رود. مردمي که گاه هر کدام، فرهنگ و زبان و اعتقادات و سنّت هاي متفاوت و متنوّعي دارند، ناگهان در برابر يک دشمن مشترک و متجاوز، چنان نسبت به يکديگر مهربان و دلسوز مي شوند و چنان متّحد و يکپارچه و هماهنگ عمل مي کنند و ياور همديگر مي شوند که هيچ قدرت و عاملي غير از باورهاي الهي و اعتقادي، قادر نيست اين چنين تحوّلي در آنان به وجود آورد.
همين تحوّل معنوي و فکري است که نيرويي متّحد و قدرتمند را در کشور ايجاد مي کند و ضامن موفقيت يک ملّت در عرصه هاي نبرد و شکست و خواري دشمنان آنها مي گردد و اگر چه تعداد نيروهاي متجاوز، ده ها برابر آنها باشد، باز هم قادر نخواهند بود ملّت يک پارچه و يک دست و متّحد را شکست دهند.
نقطه آغاز اين روحيه سلحشوري، دوران سربازي است. يک جوان، مي داند که نيروي دفاعي کشور، همواره بايد آماده و فعّال باشد، لذا در ايامي که او در دوران خدمت به سر مي بَرَد، خود را نيروي وابسته به قدرتي به وسعت يک کشور تصوّر مي کند که در صورت هجوم دشمنان به کشور، با شور و اشتياق فراوان، در صف رزمندگان قرار مي گيرد. او که تا قبل از دوران سربازي، خود را فردي عادّي و منحصر به زادگاه خود تصوّر مي کرد، اينک با ورود به جامعه بزرگ سربازي، خويشتن را متعلّق به بُنيه دفاعي کشور و فردي تأثيرگذار و از براي به يک سرزمين وسيع و پاسدار هويت و ايين و مرز و بوم و ناموس مردمش مي داند و احساس بالندگي و مفيد بودن و عزّت و پايمردي مي کند، لذا بر همين اساس، روحيه حميت و جوانمردي و شجاعت او نيز متبلور و متجلّي مي شود.
در مراسم صبحگاه پادگان، تلاوت ايات الهي در لحظات طلوع خورشيد و خواندن دسته جمعي سرود ملّي و هم زمان، به اهتزاز درآمدن پرچم پرافتخار ايران و سپس آمين گفتن بلند به نيايشي زيبا و رژه رفتن با تمام نيرو در برابر نام خدا و کتاب خدا و يادمان شهيدان، هر انديشه جوان و قلب تپنده و وجدان پاکي را در راه پاسداري از اين مرز پُرگُهر، تحت تأثير قرار مي دهد و هشيار و بيدار مي سازد.
2- تقويت روحيه ايثار و کمک به همنوعان
همان طور که بيان شد، جوان، وقتي به خدمت سربازي وارد مي شود، خود را متعلّق به کشور مي داند و طبيعي است که با اين ديدگاه و نگرش، روحيه ايثار و کمک به همنوعان در او نيز تقويت مي شود. گاهي شاهد بوده ايم که در اثر بلاياي طبيعي (مانند زلزله و يا سيل)، گروه هايي از نيروهاي نظامي، با حضور سربازان، به کمک مردم آسيب ديده مي شتابند. در اين گونه حوادث، يک پيوند عاطفي و متقابل ميان مردم و سربازان ايجاد مي شود. البته بهتر است بگوييم با پوشيدن لباس سربازي، پيوند عاطفي سرباز و مردم، خود به خود، ايجاد شده است و در اين گونه حوادث، فرصت بروز و ظهور پيدا مي کند.
چنين روابطي، سبب مي گردند که احساس گذشت و فداکاري و احسان و کمک به مردم، در يک جوان، برانگيخته و زنده شود. ممکن است که اين احساس، چنان تأثيري در روحيه او بگذارد که تبديل به يکي از ويژگي هاي اخلاقي و شخصيتي او در تمام مدّت عمرش شود.
3- گسترش و تقويت ارتباط با ديگران
بسياري از وظايف روزانه سرباز، در ارتباط با ديگر سربازان است. علاوه بر آن، هر سرباز، عضوي از مجموعه اي سازماني به شمار مي رود که با همين مجموعه هم شناخته مي شود. همان طور که مي دانيم، سربازخانه و يا لشکر، معرّف محلّ خدمت سازماني سرباز است. او در آن مرکز، عضو مجموعه ديگري است که به گروهان و دسته و گروه، ختم مي شود. اين نوع زندگي اجتماعي، براي يک سرباز، بي سابقه بوده است و بعد از خدمت سربازي هم بعيد است که ديگر در چنين موقعيت سازماني اي قرار گيرد؛ امّا همين مدّت کوتاه دوران سربازي، کافي است که به شخصيت اجتماعي يک جوان، هويتي متفاوت بدهد. اين هويت، در واقع، همان منش اجتماعي اوست که در سايه زندگي در يک اجتماعِ سازمان يافته و منظّم، ايجاد مي شود.
از جمله آثار چنين ويژگي شخصيتي ـ که به صورت اکتسابي حاصل شده است - تقويت روحيه زندگي اجتماعي و گسترش روابط اجتماعي با ديگران (بويژه در محيط هاي کاري اينده و در ارتباط با همکاران) است.
4- تمرين مدارا و بردباري در برخورد با ديگران
يکي از خصوصيات زندگي سربازي، آن است که گروهي با آداب و سنّت ها و عقايد و سليقه ها و تربيت هاي مختلف، دور هم جمع مي شوند و با اين که در بسياري از موارد، هيچ گونه شباهت و تفاهمي ندارند، مجبورند که يکديگر را تحمّل کنند. اصولاً جوانان، زندگي اجتماعي را دوست دارند، امّا ترجيح مي دهند با آن گروه از همسالان خود که داراي وجوه تشابه در روحيه و تفکّر هستند، معاشرت داشته باشند. در حالي که زندگي سربازي، آنان را وادار مي کند با کساني معاشرت کنند که هيچ تشابهي با آنها ندارند.
اين نوع زندگي اجتماعي، براي يک جوان، ممارست و تمريني است که ديگران را با هر گونه روحيه و تفکّري تحمّل کنند و چنان که تضادّي ميان رفتار آنان با معيارهاي دلخواه خود ديدند، آن را با بردباري بپذيرند و روش مداراگونه اي با ديگران پيش گيرند. بدون ترديد، اين نگرش و تفکّر، در زندگي بعد از سربازي آنان نيز تأثير خواهد گذاشت. نتيجه چنين تأثيري، رفتار مسالمت آميز با ديگران است.
5- آموختن شيوه ها و ريزه کاري هاي زندگي دسته جمعي
يک جوان، در فراز و نشيب هاي زندگي سربازي، از نزديک با شيوه ها و جزئيات زندگي گروهي آشنا مي شود و آن را البته بر اساس ديدگاه و تجربه خود، به کار مي بندد. ممکن است اين آموختن، ناقص و ابتدايي باشد؛ امّا همين تجربه کوتاه و ناقص، براي او، مقدّمه اي خواهد بود که بتواند هم زمان با کسب تجربه بيشتر، روش دقيق تر و مناسب تري را در پيش گيرد.
5-2- معايب
معمولاً هيچ نوع زندگي اجتماعي آرماني يا ايده آلي وجود ندارد و هر شکلي از زندگي اجتماعي، علي رغم مزايا و امتيازات، ممکن است داراي جنبه هاي منفي و حتّي آثار زيانباري هم باشد. به عنوان نمونه، بسياري از زمينه هاي ارتکاب جرم، در محيط هاي اجتماعي ايجاد مي شوند. در هر حال، دوران سربازي هم ـ بويژه به شکلي که در کشور ما فعلاً وجود دارد- عاري از آثار منفي نيست، که در ادامه، به برخي از آن آثار منفي، اشاره مي کنيم:
1- عدم استفاده کارآمد از نيروهاي وظيفه بر اساس تخصّص آنها
گر چه هدف و انگيزه از حضور جوانان در خدمت سربازي، انگيزه اي نظامي است و آنان در هر مقطع تحصيلي و با هر تخصّصي، به عنوان يک نيروي مدافع (و به تعبير بهتر، يک سرباز)، وارد نيروهاي مسلّح مي شوند، ولي در بسياري از موارد، مي توان از تخصّص ها و تجربيات سربازان، استفاده بهينه کرد و درصد بهره وري آنان را افزايش داد.
در اين صورت، نتايج چنين روشي، هم به حال سرباز، مفيد و هم براي سازمانش سازنده تر خواهد بود. ارتش و يا نيروهاي مسلّح، سازماني گسترده با شرح وظايف متعدّد و مختلف است و آن قدر ظرفيت کاري دارد که نيروهاي متخصّص وظيفه (سرباز) را جذب کند و ميزان کارايي و اثربخشي آنان را افزايش دهد. البته، در حال حاضر هم استفاده از تخصّص هاي سربازان و يا کارکنانِ وظيفه، کم و بيش وجود دارد؛ امّا در حدّي محدود و معدود است و بايد زمينه هاي توسعه آن را فراهم ساخت.
2- تخريب ذهنيت جوان ها نسبت به نيروهاي مسلّح و دفاع
جواني که خانواده و ديار خود را ترک مي کند و به قصد خدمت به کشورش، راهي سربازخانه مي شود، انتظار ندارد که با وي رفتار ناشايستي بشود. در اين مسئله که محيط نيروهاي مسلّح، محيطي جدّي، دقيق و منظّم است، هيچ شکّي نيست. اين نکته هم که براي تبديل روحيه جوانان به روحيه سربازي، نمي توان از طنز و داستان استفاده کرد، قابل انکار نيست.
محيط نيروهاي مسلّح، از نظر روان شناختي، ويژگي هاي خاصّ خودش را دارد و بايد اين ويژگي ها، محترم و محفوظ باقي بماند و هرگز مورد تحليل غيرکارشناسانه قرار نگيرد. قاطعيت و استحکام در دستور دادن و اطاعت کردن و آموزش ها و ديگر مسائل و آداب سربازي، لازم و ضروري اند و هر چه اين ويژگي ها، در نيروهاي مسلّح، ضعيف تر باشد، کارکنان آن هم بي نظم تر و بي توجّه تر به وظايف روزمرّه خود خواهند بود.
مسئله اين جاست که گاهي اِعمال قدرت و استحکام و قاطعيت و جديت، جايش را به اهانت و سختگيري هاي سليقه اي و بي منطق مي دهد. در چنين صورتي، احساسات جوانان، جريحه دار مي شود و روحيه آنها سرکوب و شخصيت و احترامشان ناديده گرفته مي شود.
جواني که اين چنين برخوردي با وي بشود، هرگز نمي تواند ديدگاه مثبتي به نيروهاي مسلّح و کارکنان آن داشته باشد. معمولاً مديريت نظامي، از پيشرفته ترين و سازمان يافته ترين مديريت هاي دنيا به شمار مي رود و جايز نيست که مجريان امور نظامي و يا سرپرستان و مربّيان آموزشي در پادگان ها، از ميان افرادي انتخاب شوند که از هنر مديريت، بهره اي نبرده اند؛ زيرا رفتار ناشيانه آنهاست که سبب ايجاد نارضايتي در سربازان مي شود.
اِعمال خشونت هاي غيرمنطقي و گاهي خارج از نزاکت را نبايد جايگزين مقرّرات و ادبيات نظامي کرد. نتيجه عدم رعايت اين اصل مديريتي، نارضايتي و نفرت جوانان اين کشور، نسبت به نيروهاي مسلّح خواهد بود. گاهي رفتارهاي غلط و خشونت هاي افراطي و احساسي، آن قدر متداول مي شود که ديدگاه عامّه مردم درباره نيروهاي مسلّح، يک ديدگاه کاملاً منفي مي شود. آنچه در باورهاي مردم از محيط سربازخانه ها و يا نيروهاي مسلّح وجود دارد، خشکي و سختگيري هاي افراطي و خشن و غيرعاطفي بودن است. علّت چنين باورهاي نه چندان واقعي، عملکرد اشتباه برخي کارکنان است. علاوه بر اين پديده، افراط و تفريط در رفتارها و گفتارها نيز از آفات ديگري است که محصول آن، بدبين شدن سربازان به نيروهاي مسلّح خواهد بود. به عنوان نمونه، فرماندهي که از سربازانش اطاعت محض و انضباط عالي مي خواهد، بدون همدلي با سرباز و گوش سپردن به پيشنهادها و انتقادها و مشکلات نيروهايش (که مي تواند خصوصي و کتبي هم باشد)، خيلي زود، کارش به افراط و ضعف فرماندهي مي انجامد، در حالي که امروزه مسلّم است که اقتدار فرمانده و انضباط و اطاعت سرباز، با مشارکت سربازان در ارتقاي برنامه هاي داخلي سربازخانه ها و مشورت دادن آنها به فرماندهانشان، تضعيف نخواهد شد.
3- افزايش رفتارهاي ناهنجار اجتماعي
معمولاً در محيط هايي که تربيت و کنترل صحيح بر روي سربازان صورت نمي گيرد، پاره اي از ناهنجاري هاي رفتاري، مانند: بددهاني و اعتياد به سيگار و سهل انگاري در عبادات يا تضعيف مباني اعتقادي در ميان آنان افزايش مي يابد. دوري جوان از خانواده، مشکلات اقتصادي، محدوديت هاي خاص ّ خدمت سربازي ـ که در برابر آزادي عمل جوان، مانعي ايجاد کرده ـ، مشکلات خانوادگي، نگراني هاي اشتغال بعد از سربازي، الگوگيري از همسالان و بسياري دلايل ديگر، از جمله زمينه هاي مستعدّي است که جوان را به سمت اعتياد، عصبانيت و بروز خشم و بددهاني و کاهلي در عبادات، مي کشاند.
وجود جوانان مستعد بزهکاري و انحرافات اجتماعي در ميان سربازان و نيز حضور افراد داراي جنبه هاي رفتاري و اخلاقي گوناگون در کسوت سربازي و ارتباط و معاشرت آنان با يکديگر و تأثيرپذيري از يکديگر، از جمله دلايل ديگري است که زمينه هاي بروز رفتارهاي نابه هنجار را در سربازان، افزايش مي دهد.
اگر نظارت و دقّت کافي انجام نگيرد، محيط سالم سربازي، دچار نابه ساماني و بيماري و بي نظمي خواهد شد و گروهي از جوانان را نيز طعمه خود خواهد ساخت. در اين ميان، آنچه سرباز را حفظ مي کند، آگاهي و هشياري و خويشتنداري شخصي اوست و ايمان و توکّلي که او را از لغزش ها حفظ کنند و داشتن الگوهاي خوب و يافتن دوستان خوب.
4- اشاعه روحيه از زير کار در رفتن و چاپلوسي
اين جنبه منفي، زماني اثر مخرّب خودش را بر جوانان مي گذارد که محيط خدمت آنان، از جنبه تربيتي و اخلاقي، دچار اختلال شود. عامل اين اختلال هم آن دسته از مربّيان نظامي هستند که با اِعمال فشار و تهديد و ارعاب، اعتماد به نفس و عزّت نفس سرباز را در هم مي شکنند و متقابلاً او نيز واکنش خصمانه از خود بروز مي دهد. البته اين واکنش، انفعالي است و با تمهيدات مختلف، سعي مي کند از زير بار مسئوليت فرار کند و به جاي آن به واکنش دفاعي چاپلوسي» متوسّل شود. در پاره اي از اوقات، با استفاده از همين شيوه، به خواستههاي ذهني خود، نزديک مي شود و به مراد دل خود (يعني فرار از مسئوليت) مي رسد.
تمارض و بهانه آوردن و زيرآب زدن (سعايت از سرباز ديگر در پيش فرمانده)، از عوارض ديگر چنين محيطهاي ناسالمي است. فردي که با اتّخاذ چنين شيوه هايي نه چندان مشکل، به سهولت به خواسته هايش ميرسد، ترغيب مي شود که از اين شيوه ها، در ديگر عرصه هاي زندگي اجتماعي هم استفاده کند و در نتيجه، از مسير مستقيم و صحيح، به بيراهه کشيده مي شود.
5- چند اثر منفي ديگر
دوران خدمت سربازي، ممکن است جنبه هاي منفي ديگري هم داشته باشد، از قبيل:
ـ ارائه آموزش هايي که کارايي براي جوانان ندارند؛
ـ بالا بردن سنّ ازدواج؛
ـ از بين بردن فرصت هاي اشتغال جوان و... .
هر کدام از اين عوامل، به طور فزاينده اي، کارايي و بهره وري سربازان را کاهش و نيرو و انرژي آنان را به هدر مي دهد و يا به مصرف بيهوده مي رساند. در نتيجه، سربازان، چاره اي ندارند جز اين که روش روزمرّگي را پيش بگيرند و براي رهايي و خلاصي از اين فضاي بيهوده و تحميلي (از ديدگاه آنان)، مبادرت به شمارش معکوس براي اتمام دوره خدمت نمايند و بر روي در و ديوار، روزهاي باقي مانده خدمت سربازي خود را به ثبت برسانند و يا به رُخ ديگران بکشند.
در هر صورت، بايد چه از طرف خود سرباز و چه از سوي مسئولان، شرايطي ايجاد شود که يک جوان، خدمت دوران سربازي را مفيد به حال خود و جامعه تلقّي کند و دو سال خدمت خود را اتلاف عمر به شمار نياورد و از طرفي، با از ميان بردن جنبه هاي منفي دوران سربازي، شرايطي ايجاد شود که يک جوان، با نگرش مثبت و سازنده، نيروهاي مسلّح را ترک کند.
6- بررسي موضوع نظم، مدرنيته و خدمت سربازي
خدمت سربازي همه گاني و اجباري، براي اولين بار پس از انقلاب فرانسه به اجرا درآمد. اولين کاربرد گسترده و موفقيت آميز آن هم با فاصله اي اندک و تحت نبوغ نظامي ناپلئون، در جنگ هاي او براي فتح اروپا و ترويج آرمان هاي انقلاب فرانسه حاصل شد. خدمت سربازي نيز هم چون بسياري از آيين هاي جديدي که انقلاب بزرگ فرانسه منادي آن ها بود، اندک اندک در اکثر کشور هاي اروپايي تصويب و به اجرا درآمد. بعد از اروپا هم البته نوبت به آمريکا و ديگر کشورهاي جهان از جمله ايران رسيد. در ايران، اولين حکم راني که دستور به اجراي خدمت سربازي داد، رضاشاه پهلوي بود. ازاين رو بايد گفت که خدمت سربازي، يکي از ارمغان هاي نظم اجتماعي مدرن براي جوانان جامعه بوده است. يا به عبارت ديگر، شايد بتوان گفت که اولين تجربه ي بسياري از مردمان پيشامدرن از جامعه ي مدرن، در دوران خدمت سربازي رخ داده است. يا به صورتي عمومي تر، ارتش يکي از پيش تازان مدرنيته در جوامع جامانده از آن بوده است و اين را مي توان از مصلحان فراواني که در جوامع گوناگون دست به تغيير رويه ها زده اند و همه گي دستي در امور نظامي داشته اند، دريافت. [2]
آن چه من در اين نوشته، سوداي طرح اجمالي آن را دارم، بازنمودن اين ادعاست که خدمت اجباري و همه گاني سربازي، يکي از تجليات مصرح روحي کلي است که در سازوکاري پيچيده، يکي از بنيان هاي اساسي جوامع مدرن را تشکيل مي دهد: نظم بوروکراتيک همه گاني.
طبيعي است که وقتي سخن از «بوروکراسي» مطرح شود، گوشي که آشنا به ادبيات جامعه شناختي است، ناخودآگاه منتظر شنيدن نام ماکس وبر خواهد بود. تحليل جامع و هوش مندانه ي ماکس وبر از بوروکراسي و خصلت هاي آن، مي تواند راه نماي خوبي براي درک آن چيزي باشد که ما در خدمت سربازي تجربه مي کنيم. (ر.ک: وبر 1384؛آرون 1386؛ قلی پور 1380) در اين راستا، توضيح دقيق عبارتي که پيش از اين آوردم، يعني «نظم بوروکراتيک همه گاني» لازم است. ماکس وبر هنگام بحث از بوروکراسي، اشاره مي کند که برخلاف بسياري از مفاهيم و نهادهاي جديدي که تنها در جهان مدرن مي توان آن ها را يافت (مانند سرمايه داري)، نشانه هاي بوروکراسي را در گذشته هاي دور نيز مي توان رديابي کرد. ازاين رو مي توان گفت، نظمي که حاکم بر پادگان است، سابقه اي طولاني در تاريخ دارد. درواقع همه ي ارتش هاي بزرگ دنيا در طول تاريخ، نمونه هاي بارزي از بوروکراسي دقيق و آهنين بوده اند. حتا انديشه و طلبِ «عمومي کردن» چنين نظمي هم نزد دسته اي از متفکران پيشامدرن مشهود و بارز است: اتوپياانديشان! چنان که لوييس مامفورد خاطرنشان مي کند، بايد افلاطون را اولين طراح خدمت سربازي همه گاني و اجباري دانست. [3] «جمهوري» افلاطون پادگان منظم و دقيقي است که تکليف همه چيز در آن، يک بار براي هميشه تعيين شده است. اتوپياي افلاطون، آن گونه که مامفورد شرح مي دهد، درواقع واکنش و انتقادي غيرمستقيم است به سيستم دموکراسي حاکم در آتن.
اما آن چه افلاطون در اتوپياي خود با کمک خيال، بدان شکلي آرماني بخشيده است، ريشه هاي مستحکمي در چيزي دارد که برخلاف اتوپيا، در طول تاريخ تمدن بشري، به دفعات محقق شده است: شهر باستاني. بهترين نمونه ي اين شهرها را بايد شهرهايي دانست که به دست فاتحان و پادشاهانِ اسطوره اي باستاني بنياد گشته اند. شهرهايي که تحت فرمان دهي پادشاه مطلق العنان و در بين ديوارهايي مستحکم و غيرقابل نفوذ و با محوريت معبد يا قصر حاکم بنا مي شدند. توضيحات مفصل مامفورد در اين باب بسيار قابل توجه است. به طور خلاصه مي توان با واژه اي مشترک در زبان افلاطون و وبر اما با مراد معناي وبري آن، گفت که اتوپيا، «نمونه ي آرماني» يا «مثال» شهر باستاني است.
توضيح آن که نمونه ي آرماني نزد وبر، عقلاني ترين نمونه ي يک عمل يا امر است. اين عقلاني ترين معنا، ضرورتاً در جهان بيرون محقق نيست، اما قابل تصور است. عقلانيت مورد نظر وبر در برساخت مفهوم نمونه ي آرماني، معمولاً عقلانيت نمونه اي پيراسته و يک دست شده و به نوعي «عقلاني ترين» نمونه ي يک امر است. ازاين روست که مي توان اتوپياها را نيز، دقيق ترين و محاسبه شده ترين شهرهايي پنداشت که به انديشه ي انساني خطور کرده اند. هرچند هيچ گاه جز به صورتي ناقص جامه ي عمل نپوشيده اند. از بحث خود دور نشويم. سخن بر سر آن است که نظم بوروکراتيک آهنين که مستلزم اطاعت کورکورانه، بي چون وچرا و خشن بود، در تمدن هاي باستاني ناشناخته نبود. اما کانون اصلي توجه اين است که اين نظم، هميشه مستلزم کار گروهي و ماشين وار گرو ه هاي بزرگ انساني بوده است. مامفورد از يک «ماشين جمعي بشري3» سخن مي گويد که تجلي اراده ي پادشاه بود براي ساختن شهرها: «... اين ماشين که به طلوع کردن شهر کمک کرد، محصول مستقيم پادشاهي بود؛ اما به رغم انبوهي از نشانه هاي آشکار و پنهان، به دليل اين که هيچ نمونه اي از آن در حفاري هاي باستان شناسان قابل يافتن نبود، مدت مديدي از شناخته شدن فرار کرده بود. دليل اين که اين ماشين اين همه مدت از آشکارشدن طفره رفته بود اين است که اگرچه اين ماشين بسيار پيچيده بود، اما تقريباً تمامي آن از اجزاي انساني شکل گرفته بود. خوش بختانه، مدل اصلي آن، بدون دست خوردگي، از طريق نهاد تاريخي اي که هنوز همراه ماست، در دست رس است: «ارتش». بدون تحت اختيارداشتن يک ابرماشين، هيچ پادشاهي در تمام طول عمرش، قادر به بناکردن هيچ هرم يا زيگوراتي نبود، چه برسد به يک شهر کامل.»
اما با تمام اين احولات، کساني که اين ماشين تاريخي را شکل مي بخشيدند، گروه هاي خاص و محدود بودند: برده گان، اسيران، فقيران، و...، تحت فرمان دهي مزدوراني که نظامياني مادام العمر محسوب مي شدند. ارتش هاي اغلب کشورهاي دنيا در طول تاريخ، (البته اگر ارتشي دايمي داشتند) مرکب بود از جمعي فرمان دهان و متخصصان رزم آوري که در استخدام دولت بودند و در اکثر موارد تهديدهاي نظامي را دفع مي کردند. براي مثال، ترک ها، يکي از اقوامي اند که در محدوده ي جغرافيايي کشور ما، هميشه اين نقش را بر عهده داشته اند؛ حال چه ترکاني که در خدمت خلفاي عباسي قرار گرفتند و چه ترکاني که در دستگاه سامانيان استخدام شدند. بگذريم از دوران هاي فراواني که خود ترکان علاوه بر نظامي گري، حکومت را نيز در قبضه داشتند.بنابراين هميشه بخش هاي کوچکي از جامعه، تاب زيستن در چنين قالب خشک و مستبدانه اي را داشتند. نظامي گري نيز معمولاً شغلي خاص تلقي مي شد که نه چندان از سوي عموم مردم اقبالي به آن وجود داشت و نه خود نظاميان مي خواستند حجم ارتش هاي شان بيش از حد لازم بشود. تلاش هاي امپراتوران براي عمومي کردن چنين نظمي در يک جامعه يا شهر، آشکارا به شکست انجاميده بود. ازهمين رو، چنين شهرهايي به نوعي «اتوپيا» تلقي مي شدند.
اندک اندک با پديدآمدن انديشه ي «ملت»، ارتش هاي مزدور، حرفه اي و دايمي کشورهاي اروپايي منسوخ شدند و هر کشور، ارتشي را با تکيه بر بوميان خود که رفته رفته تصوري از دولت ـ ملت پيدا مي کردند و رگ و ريشه هاي ناسيوناليسم در وجودشان مي باليد، شکل دادند. اين ارتش هاي ملي و نبردها، صف آرايي ها و پيروزي ها و شکست هاي شان نقشي بسيار جدي در شکل گيري اروپاي مدرن و مرزبندي هاي آن ايفا کرده اند. انقلاب فرانسه که ايده هاي دنياي جديد، با خشمي انقلابي از آن فوران مي کند، در اين زمينه نيز تغييري جالب توجه و تأمل برانگيز به وجود مي آورد. ايده ي دموکراسي و دخالت عموم در امور، دامان ارتش را نيز مي گيرد. «بسيج عمومي» برآمده از انقلاب فرانسه، هر فرانسوي را براي اولين بار در قامت سربازي تعريف مي کند که بايد براي حفظ مرزهاي ملي فرانسه، جان بازي کند. فرقي ندارد اشراف زاده باشد، يا بي خانمان. برابري انقلابي، همه را در سطحي برابر و به عنوان سرباز بازمي شناسد. به گفته ي پيتر مي ير: «ايده ي دموکراسي در اين مقطع زماني، با قانون اجباري و همه گاني شدن خدمت نظام درآميخته و ايدئولوژي ناسيوناليسم به صورت مشوق و مقوم انگيزه ي توده ها براي جنگ و فتح و پيروزي درآمده است.»
قدرت بي اندازه ي اين نظم بوروکراتيک عمومي که در قالب نظام وظيفه ي عمومي شکل گرفته بود و به ناپلئون اجازه مي داد تصميمات اش را با اين تخمين بگيرد که هر ماه قادر است سي هزار سرباز را به کشتن بدهد ـ در تفوق جهان مدرن بر عالم، کم تر از به کاربستن همين نظم بوروکراتيک در سازمان عقلاني کار و در جهت توليد انبوه اقتصادي نبود. از ديگرسو، رقابتي بر سر مرگ و زندگي درگرفته بود که هيچ کشوري را در به کاربستن اين قانون به ترديد نمي انداخت. به قول مي ير:
«افزايش ارزش هاي نظامي ميان توده ها، نمي تواند بي تأثير از برخورد حکم رانان باشد. اين تأثير را در برخورد سلاطين قرن نوزده ام مي توان به خوبي ملاحظه کرد که ابتدا پس از شکست هاي سرنوشت ساز در جنگ، حاضر شدند به اجراي قانون نظام وظيفه تن دردهند. اظهار آمادگي سلاطين به شرکت دادن گسترده ي ذيحقان محروم در خدمات نظامي، عملاً تلاشي بود توسط بي حقان غاصب...».
رقابتي ديگر نيز در جريان بود و آن سوداي توليد بي نهايت در کشورهاي اروپايي بود. به نظر مي رسد حتا جامعه شناسان اوليه مانند کنت به شباهت فراواني که در روح حاکم بر نظامي گري و توليد سرمايه داري وجود داشت پي برده بودند که آن ها را قابل تبديل به يک ديگر مي دانستند. درواقع توليد مدرن بايد قابليتي در خود داشته باشد که بتواند جاي گزين نظامي گري شود. [4]
7- سرباز ولايت سد راه جنگ نرم
امروزه تقدس امر سربازي رافقط در ممالك اسلامي مي توان لمس كرد چرا كه هدف پاسداري وحراست از حقانيت اسلام و رهبري است .
دركشور ما نبايد سرباز را فقط درلباس سربازي معنا كرد چرا كه همه ما وظيفه داريم با كمال افتخار درهرجايگاهي سرباز ولايت باشيم تا هيچ آسيبي به مملكت ، رهبري وانديشه هاي اسلامي نرسد .
درك چنين مفهومي از سرباز، امر خطير ومقدس خدمت سربازي رابراي آن دسته از جواناني كه اين برهه از زندگي راتجربه مي كنند حساس ولذت بخش مي كندو چرايي وضرورت اين امر رابه خوبي پاسخ مي دهد .
ماعلاوه بر آموزش تاكتيك وشيوه هاي تقابل با دشمنان سرباز را به اين باور مي رسانيم كه درجبهه هاي حق عليه باطل پيروزي از آن كسي است كه شجاعت از خودگذشتگي را دارد همان گونه كه باوراين مطلب عباس (ع) را الگوي ايثار واز خودگذشتگي براي سربازاني كرد كه لباس عافيت تن پوششان نمي شد، وقتي اسلام و مسلمين را درمعرض نابودي و انحراف مي ديدند. درك اين مساله بايد مسئولان زيربط را در جهتي سوق دهد تاامكانات وشرايطي براي سرباز فراهم كنند تا بااشتياق وافر از مرزهاي جغرافيايي ، فرهنگي واعتقادي مملكت خويش محافظت كنند .
درسالهاي دفاع مقدس دشمن از طريق مرزهاي جغرافيايي پا به عرصه نبردگذاشت كه با وجود سربازاني از جان گذشته دراين نبردنابرابر توفيقي نيافت.
درشرايط كنوني دنيا مات قدرت نمايي ايران درزمينه فناوري نظامي پيشرفته گشته است وقدرت هاي سلطه طلب درفكر طراحي شيوه اي نودرجنگ آوري هستند تاقدرت انديشه و باورهاي اسلامي ما را كه همانا رمز پيشرفت و ظهورايدئولوژي هاي فراانديشه اي است را به حاشيه ببرند. جنگ نرم وتهاجم فرهنگي سرباز را به حالت تدافعي مي برد كه مي توان آن را نوعي ديگر از دفاع مقدس قلمدادنمود ويكي از دلايل مقدس شمردن خدمت سربازي از سوي مقام معظم رهبري است .
8- منزلت اجتماعي نظاميان و سربازان در تاريخ اسلام
در صدر اسلام و زمان پيامبر اکرم (ص) ميتوان گفت طبقه خاصي به نام نظاميان وجود نداشت بلکه تمام مردان سالم، در زمان جنگ بايد حاضر مي شدند و به ميدان کارزار مي رفتند.يا سران قبيله به تعدادي که تعيين مي شد و ميتوانستند، نيرو اعزام مي کردند. تامين اسب و سلاح و تجهيزات هم بر عهده رزمنده بود.
پس از پيامبر (ص) با توسعه سرزمين ها به تدريج پادگان ها و طبقه اي خاص به نام نظاميان، سپاهيان و سرداران شکل گرفتند.اما براي تعريف منزلت نظاميان و سپاهيان مي توان از فرمايشات حضرت علي (ع) به خصوص نامه مفصل حضرت به مالک اشتر و نيز احاديث و روايات ديگر و همچنين تفسير صحيح بعضي از آيات قرآن، مطالب لازم را استخراج و براي امروز نيز بهره برداري و به اجرا در آورد. [5]
9- سخنان بزرگان در مورد سرباز
- سربازان به اذن خداوند پاسدار و حامي مردم و زينت واليان و تامين کننده راههاي امن هستند( نهج البلاغه، نامه 53) امام علي (ع)
- خدمت سربازي از عبادات است. امام خميني (ره)
- خدمت وظيفه عمومي خدمت واقعا مقدسي است که در جنگ و صلح در صف اول نيازهاي ملت و کشور قرار دارد. مقام معظم رهبري
- شمشير تيز به دست سرباز داده مي شود ( مثل چيني)
- مهارت دريانورد در طوفان و شجاعت سرباز در ميدان جنگ آشکار مي گردد
- باطن و سيرت مردم را در حين بدبختي و مصيبت آنها ميتوان شناخت (دانيال حکيم)
- هر سربازي که بر زمين مي افتد و روحش به آسمان پر مي کش نادر مي مير وبه گور سياه ميرود نادر به آسمان نميرود نادر آسمان را براي سربازانش مي خواهد و خود بدبختي و سياهي را.او همه اين فشارها را براي به ثمر رساندن ايران بزرگ به جان مي خرد پيشرفت و به قدرت رسيدن ايران تنها عاملي است که فرياد حمله را از گلوي غمگينم به در مي آورد و مرا بي پروا به قلب سپاه دشمن مي راند. (نادر شاه افشار)
- سربازي که مي ترسد جان خود و ديگر سربازان را به خطر مي افکند. (ارد بزرگ)
- هرگز با پول نمي توان يک سرباز خوب معلم خوب هنرمند خوب يا يک کارگر خوب ساخت. (جان راسکين)
10- خدمت سربازي؛ دُمَل چرکين جامعه صهيونيستي
موضوع خدمت سربازي براي يهوديان مهاجرمقيم سرزمين هاي اشغالي فلسطين به بحراني جدي و پر تنش تبديل شده و نظام ناهمگون اين رژيم از اين بابت با چالش هاي فراواني روبرو است.
به گزارش خبرگزاري قدس (قدسنا) جوانان مهاجر يهودي اين روزها از گذراندن دوران خدمت سربازي و نظامي به دليل انچه که تبعيض مي خوانند روي گردانند. ماجرا از انجا آغاز شد که با کمبود نيروي انساني در ارتش زمزمه ها براي فراخواني آندسته از مهاجراني که بنا به دلايلي از رفتن به خدمت معاف بودند آغاز شد. حريدي ها يا همان خاخامهاي صهيونيستي که جمعيتي بالغ بر ده درصد جامعه صهيونيستي را تشکيل مي دهند از آن دست افراد جامعه صهيونيستي اسراييل هستند که از رفتن به سربازي معافند به دليل آنکه در مدارس تلمودي سرگرم فراگيري علوم تلمودي هستند. همين امر جامعه سکولار صهيونيستي را برآشفته است که مگر خون فرزندان آنان از خون فرزندانمان رنگين تر است. اين اعتراضات آرام آرام از لايه هاي زيرين جامعه صهيونيستي به سطح کشيده شد تا جاييکه قانوني موسوم به تال براي آن تصويب کردند که خدمت سربازي را براي همه فراگير مي کرد. اما مدارس تلمودي اسراييل عليه اين قانون بسيج شدند و آن را مسکوت باقي گذاشتند. اين اقدام خشم جامعه سکولار اسراييل را برانگيخت
همين امر سبب بروز اعتراضاتي در بين سربازها و خانواده هاي آنان شده است شدت اين اعتراضات به حدي است که بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي وادار شد تغييراتي در نوع خدمت سربازي فرزندان اين گروه ايجاد کند که از اين بابت نيز مورد اعتراض شديد قرار گرفت.
" باروريان يسرائيل " مهاجر يهودي که از يکي از کشورهاي خاور ميانه به فلسطين مهاجرت کرده است از اينکه در اوايل دهه 1970 ميلادي به مدت دو سال در يگان لجستيکي ارتش رژيم صهيونيستي به خدمت سربازي مشغول بوده ناراضي است و مي گويد چنانچه در آن سالها من به مطالعه کتابهاي مقدس مي پرداختم بهتر بود.
آقاي باروريان يکي از هزاران مهاجر يهودي است که به اين نتيجه رسيده چنانچه در مراکز مخصوص باصطلاح مذهبيون يهودي مي ماند بهتر از رفتن به خدمت سربازي بود. وي حتي آموزشگاه هاي ديني (يشيواها) را بهتر از جذب در بازار کار ميداند.
اين طيف يا همان گروه به شدت مذهبي حريدي نام دارد و در بين افراد اين گروه بزرگترين و مهمترين کار اين افراد در طول زندگي مطالعه تورات و تلمود است و اين نوع تکليف و وظيفه براي جامعه صهيونيسيتي قابل پذيرش نبوده و نام اين نوع رفتار را تبعيض مي نامند.
باروريان يسرائيل که از حريدي ها مي باشد مي گويد که زماني که ما تورات مي خوانيم باعث مي شود که سربازان در جبهه ها موفق باشند و هر معجزه اي که آنها مشاهده مي کنند به دليل دعاهاي ما مي باشد. باروريان اين اقدام حريدي ها را ارتش معنوي رژيم صهيونيستي دانسته و مي افزايد که ارتش معنوي يک واقعيت است ولي ديگران در اسرائيل اين مطلب را باور ندارند مخصوصا به اين دليل که جمعيت حريدي ها در اقليت 10 درصدي جامعه صهيونيستي قرار دارد.
بجمان يهودي مهاجر ديگري است که در نوجواني به سرزمين هاي اشغالي مهاجرت کرده است و به مدت سه سال در ارتش خدمت کرد. وي مي گويد که خواندن تورات و تلمود تنها بهانه اي است براي فرار از خدمت که حريدي ها از اين حربه به راحتي استفاده مي کنند. حريدي ها حتي از زير "وظيفه ملي" نيز به اين بهانه شانه خالي مي کنند.
اين مهاجر سرزمين هاي اشغالي مي گويد: اينطور نيست که در زمان خدمت شما تمام ساعات شبانه روز درگير امور نظامي باشيد و نتوانيد به امورات ديگر بپردازيد . حريدي ها اگر مي خواهند به عبادت بپردازند در زمان هاي آزاد خدمت سربازي مي توانند اين کار را انجام دهند و آنها هم مي توانند همانند ديگران خدمت سربازي بروند و هم خدا پرست باشند ولي حريدي ها تنها به دنبال بهانه هستند.
رژيم صهيونيستي براي آرام کردن شرايط و اعتراضات بالاجبار تعدادي از حريدي ها را در سال هاي گذشته به خدمت سربازي فرستاد ولي طبق آمار منتشره هنوز بيش از هفتاد هزار نفر از حريدي ها از انجام خدمت وظيفه عمومي معاف هستند.
جايگزين کردن قانوني براي نوع خدمت و نوع معافيت حريدي ها در شرايط حال حاضر رژيم صهيونيستي به چالشي عظيم براي کابينه نتانياهو تبديل شده است و بسياري از کارشناسان معتقدند که اين معضل اجتماعي در جامعه صهيونيستي به راحتي قابل حل و فصل نمي باشد.
همين اختلافات بر سر چگونگي جذب حريدي ها و حتي شهروندان عرب اسرائيلي به ارتش بود که سبب شد چندي پيش حزب کاديما، به رهبري شائول موفاز، از دولت ائتلافي خارج شود.
بسياري از تحليل گران معتقد هستند که مساله خدمت سربازي يکي از مسائل محوري انتخابات سال آينده در سرزمين هاي اشغالي باشد. و جامعه حريدي ها در اين رابطه مي گويند که مساله خدمت سربازي آنها به ابزاري در دست سياستمداران براي جذب راي تبديل شده است.
به نظر مي رسد کسي در اسرائيل انتظار ندارد که به اين زودي ها حريدي ها ميزها و کتاب هاي مدارس تلمودي خود را ترک کرده و به پادگان هاي نظامي جهت انجام خدمت سربازي عمومي بروند. [6]
11- اصول شرافت سربازي چيست؟
بر اساس مفاد كتاب دانستنيهاي سرباز، اين اصول اعضاي نيروهاي مسلح از هر درجه و رتبهاي كه باشند مفتخر به عنوان «سرباز وليامر» هستند و بايد همواره آن را رعايت كنند؛ چرا كه رعايت اين اصول، اساس و پايه انضباط را پيريزي كرده و اصول «شرافت سربازي» ناميده ميشود و كه بخشي از آن به شرح زيراست.
«من يك سرباز ايراني هستم كه در اطاعت از خدا، رسول و ولايت فقيه به منظور حفظ نظام، استقلال، تماميت ارضي كشور جمهوري اسلامي ايران و پاسداري از اسلام و دستاوردهاي انقلاب اسلامي و حمايت از مظلومان و مستضعفان جهان (غيرمعارض با اسلام) تحت فرمان مقام معظم رهبري خدمت ميكنم و شهادت در راه خدا را فوزعظيم ميدانم و آمادهام جان خود را در راه دفاع و حراست از اسلام، نظام و كشور جمهوري اسلامي ايران فدا كنم. من حفظ حيثيت و شرافت سربازي و اخلاق اسلامي را سرلوحه زندگي خود قرار ميدهم، اصول و مقررات حفاظتي را مد نظر داشته، در حفظ اسرار نظامي و دولت كوشش و از انجام هر گونه فعاليت سياسي ممنوعه و وابستگي به احزاب و گروههاي سياسي خودداري ميكنم و از اموال، وسايل و اسنادي كه به من سپرده شده با نهايت دلسوزي و دقت، نگهداري خواهم كرد...»
12- نتيجه گيري
سرباز علاوه بر تجربه نظم و انظباط آهنين که خود مي تواند مقدمه اي مناسب براي ورود به عرصه فعاليت اقتصادي مدرن باشد بايد حس ميهن دوستي و روح فداکاري را در خود پيدا کند و همچون سربازان صدر اسلام و جان بر کفان هشت سال دفاع مقدس از مرزهاي جغرافيايي،اعتقادي و ارزشهاي ديني خود دفاع کند.
مراجع
1-خبرگزاري ايسنا،(1391)، مروري بر پرونده 87 ساله سربازي در ايران
2- آرون، ريمون (1386). مراحل اساسي سير انديشه در جامعه شناسي. ترجمه ي باقر پرهام. تهران: علمي فرهنگي
3-آثار لوييس مامفورد اغلب هنوز به فارسي ترجمه نشده اند، اکثر نقل قول هايي که از او آورده شده است، از مقاله ي زير است: Mumford Lois, utopia, city and the machine, in: Utopia And Utopian Thought ed: E. Manuel, frank.
4-ملاعباسي،محمد،(1390)،رساله در باب نظم،مدرنيته و خدمت سربازي،باشگاه انديشه ،تهران
5-صادقي گويا،نجاتعلي،(1387)،براي سرباز تا ارتشبد،نشر ايران سبز:تهران
6-نجار،عماد،(1391)، خـــدمت سربـــازي؛ دُمَــــل چــــرکين جامعه صهيونيستــــــي،(قدسنا)، http://www.qodsna.com/NewsContent-id_51491.aspx
[1] - کارشناسي ارشد شيمي معدني
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مهر ۱۳۹۵ ساعت 10:45 توسط - نیما -کیارش -سیامک
|
این وبلاگ در مورد اوضاع اقتصادی اجتماعی و نظرات شخصی و تجاری و خرید فروش محصولات کشاورزی منطقه لیشتر از توابع شهرستان گچساران بخش مرکزی